تبليغاتX
تمام خلقت در انتظارند...
تمام خلقت در انتظارند...
القصّه که ای باران ما بی تو کویریم



درباره بلاگ
برای درد دل با مهربانم شب را برگزیدم تا که مهربان نداند روسیاهم
با اینکه می دانم می داند و مهربان است.



 



پيوندها
بــــــــــــــــــــــــاران
محدثــــــــــــــــــــه
محدثه(کروکدیل)
حرفهایم برای تو...
سنگ صبور
دل درد های آلوچه
محمدرضا منتظرالقائم
ماه آبی
مسافر منتظر
پسران دربه در
هیئت چشم انتظاران
هیئت عبدالله ابن الحسن
دانشناپذیر
پیام گل سرخ
یوسف گمگشته
انسان کامل
... یه حس غریب ...
روح تشنه
کوله پشتی
سكوت سرخ
دادگاه رسمی
گاه نوشته های حسام ایپکچی
دریافت کتاب
م.میراحمدی
کامران نجف زاده
طواف ((میر علی ))
مژده
آسمان مهتابی
انتظار فرج
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
همدلی و هم زبونی
کلیپسال ( ایرسا نوین )
دانشجوی حقوق
silver 2007
قفس تن
یادداشتهای یک فدایی
پاسداران
در دانشگاه تهران چه مي گذرد؟
جناب بوترابی
کلنگ می زنم، پس هستم
مسعود ده نمکی
به سوی خوشبختی
مسافر
کلاس درس
صهیونیسم دروغ بزرگ
ماورای بهشت
دوستی ها
همه براي يكي يكي براي همه
حدیث نفس
لبگزه
...درد
به اميد وصال
در انتظار موعود
جناب شیرازی
انا مجنون الحسین
مصائب بی بی دوعالم علیهاالسلام
سنگ صبور 2
بغض سکوت
شب تنهایی
مهر بیکران
مرجع
عطش
محفل سوختگان
زمزمه ی دلتنگی در فراق یوسف زهرا
درددل من و تو
سلام علی آل یاسین
فاطمه غریب مدینه
دستی از غیب
پاکت ها
جوانان عدالت خواه و تحول گرا
میرمهر
اللهم العن الجبت الطاغوت
محمد مسیح مهدوی
نان
نوشته هاي يك مهندس شيعه
لحظاتی که می گذرند
قربانی شدن در راه عشق کارآسمانیست
دروازه های نور
دیاموند
رضوان
صراط منیر
قله نشین
سردار
زهیر
اینک از حال به آینده پلی باید زد
شميم يار
۞ يك تازه مسلمان... ۞
جـــــــــــاده انتظــــــــار
سورنا
ماتم کده
انتظار منتظر
گل نرگس بیا....
14نور
نگین
می نامه
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
زير آسمان خدا
آخر عشقا...مهدی صاحب الزمان(عج)
اكينانیوز!
من او
كوير هميشه سبز
قائم المنتظر المهدى (عج)
با تو مي گويم
آخرین جمعه
رها
پازل
علی
فاطمه
مذهبی
سلفی
انتظار حجت
رویای خیال

امکانات


POWERED BY
BLOGFA.COM

گم شده !

چند سال پیش نرگس  جونــــــــــــــــــــــــم  (( یکی از  دوستای با معرفتم  ))  دستش یه دستبند چرمی بود منم خوشم اومد و اونم گفت قابلی نداره خب منم گرفتم

اما چند ماه بعدش گمش کردم  وقتی اومدم خونه دیدم دستم نیست

داشت گریم می گرفت

توکیفم

جیبه شلوارم

نبود که نبود

خیلی ناراحت بودم  حتی به علیرضا (( داداشم )) التماس می کردم بگرد ببین هست یا نه ؟

رفتم تو خیابون همه جا رو می گشتم لای شمشادای خیابون تو پیاده رو وسط خیابونم رفتم ببینم نیوفتاده باشه کلی دعا دعا می کردم پیدا شه

مثه احمقا  بغض گلومو گرفته بود می خواستم زار بزنم آخه خیلی دوسش داشتم

تازه یادگاری هم بود 

کلی غصه خوردم باید پیداش می کردم اما نبود

همینجور که داشتم بر می گشتم خونه یاده امامه زمانم افتادم ...

دیدم من دارم دنباله یه دستبند اینجوری می گردمو بغض کردم و می خوام گریه کنم

اما دنباله امامه زمانم تاحالا اینجوری گشتم ؟؟؟!!

تا حالا اینجوری دعا براشون کردم ؟؟؟!!

دیگه بر گشتم خونه  

از اون به بعد سعی می کردم جاهای زیارتی که می رم بیشتر حواسم باشه

نه به دور و ورم که امامم رو ببینم نه چون می دونم لیاقتشو ندارم اما همینکه

یه جوری راه برم که ادب رو رعایت کنم

چه جوری حتی دعا کنم

     

                       اگه چیزی رو گم کردیم نمی گم نگردیم دنبالش

        اما ماها یه گم کرده داریم که خودمون نمی خوایم پیداش کنیم این بده

 

 

 و هر روز با خود می گویم دیگر گناه نمی کنم اما باز ..

اینبار بگوییم دعا برایش جایگزین می کنم  محبت در دلم ایجاد می کنم

 به معرفتش خودم را نزدیک می کنم از خدا و حضرتش هم قول می گیرم تا که همراهم باشند .

 

 

 


 


بالاترین امر به معروف

 

   و به امر پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله:

       واجب است که این سخن را یعنی امامت امیر مومنان و اولاد معصومشان را

                      حاضران به غائبان و پدران به فرزندان

 پیوسته تا روز قیامت برسانند که همانا این عمل بالاترین امر به معروف است .

                                                                                      بخش شش خطابه غدیر

 و بیاییم شکر گذار نعمت ولایت و امامت باشیم                 

ومثل بعضی از حاضران در غدیر که خودشان را به نشنیدن زدند ما مثل آنها ...

اما .. اما نه ما شکر می کنیم تا نعمت را از ما نگیرند  .

 و عهد ببندیم تا وقتی که هستیم بالاترین امر به معروف را به جای آوریم .

               ودعا کنیم برای ظهور منتقم این سالیان سال .

 

                                


 




 

               

                کاش میدانستم اینبار تقصیر با که بود !!!


 




 

              .... وکاش بودنم را آرزو نبود .

 

               اما ....


 


....

 

احتمالا بر گردم

    

                       منتظرم می مونین ؟؟؟


 




© کليه حقوق برای نويسنده محفوظ است